تصور کن
Song's Name; Imagine Lyrics by: John Lennon
Imagine there's no heaven, تصور کن بهشتی در کار نیست It's easy if you try, اگر سعی کنی آسان استNo hell below us, جهنمی در زیر ما نباشه Above us only sky, روی سرمان فقط آسمان Imagine all the peopleتصور کن همه مردم living for today...
برای امروز زندگی بکنند Imagine there's no countries,تصور کن که مملکتی در کار نیست
It isn't hard to do,کارسختی نیست
Nothing to kill or die for,هیچ چیز که بکشی و یا براش بمیری نباشه
No religion too,مذهب هم نباشه
Imagine all the people تصور کن همه مردم
living life in peace...
در صلح زندگی کنند
Imagine no possesions,تصور کن مالکیتی در کار نباشه
I wonder if you can,نمیدونم میتونی این کار را بکنی
No need for greed or hunger,احتیاجی برای طمع و یا گرسنگی وجود نداشته باشه
A brotherhood of man,یک اجتماع برادرانه
Imagine all the peopleتصور کن همه مردم
Sharing all the world...همه دنیا را با هم شریک هستند
You may say I'm a dreamer,ممکن است که تو فکر کنی من آدم رویائی ام
but Im not the only one,ولی من تنها نیستم
I hope some day you'll join us,
امیدوارم تو هم به ما ملحق بشی
And the world will be as one.
و اون موقع همه دنیا یکی خواهد شدترجمه: آریو دادمهر
شکست غرور
کنارم نشسته بود
در جاده بودیم
و او رانندگی می کرد
می خواستم با تمام وجودم گریه کنم
می خواستم فریاد بزنم
خودم را به زمین بکوبم
و به زمین و آسمان ناسزا بگویم
تمام زندگی ام را از دست داده بودم
تنها چیزی که داشتم و به آن دلخوش بودم
در یک لحظه در برابر چشمانم سوخت و خاکستر شد
وقتی چشمانم پر از اشک شد
با خود گفتم : آری دیگر از دستم رفت
ولی...
درست هنگامی که باید اشکم جاری می شد
و بقایایش را پاک می کرد
وجودش را در قلبم احساس کردم
و تمام وجودم را در بر گرفت
در آن لحظه بود که به چشمانم رسید
آری...
غرورم به چشمانم رسید و من با چشم راستم گریستم
قلب یخی
گفتی عاشق این هستی که خوابیدنم را ببینی
سرت را روی سینه ام بگذاری
که صدای نفس کشیدنم را بشنوی
ادامه بده آخرین نفسم را از من بگیر
دیگر نمی خواهم زندگی کنم
و چشمانم را می برم تا نتوانم ببینم
نمی توانم ببینم به عقب نگاه می کنی
وقتی که از در بیرون می روی
دل سخت یخی
دل ظالم یخی
چه باید کرد تا قلب سرد و سختت را شکست
من عاشقی گم شده در دریا هستم
تو مرا فرسوده در ساحل پیدا کردی
گفتم من پاسداری تو را خواستارم
اما تو من را رها کردی ...

این من بودم که از آسمان به زمینت آوردم
این من بودم که تو را در زمین آفریدم
این من بودم که همراه تو بودم
این من بودم که تو را بزرگ کردم
پس می توانم تو را به آسمان برسانم
و نه تنها قلبت را بلکه تمام وجودت را تصاحب کنم
مراقب باش ...
دیگر نمی خواهم تورا
دیگر اگر گریان شوی، چون شاخه ی لرزان شوی، در اشک ها غلتان شوی
دیگر نمی خواهم تو را
گر بازهم یارم شوی، شمع شب تارم شوی، بشکسته چون سازم شوی
دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از سفر، دنبالم آیی هر گذر، شب را نخوابی تا سحر
دیگر نمی خواهم تو را
گر بازگردی از خطا، دنبالم آیی هر کجا، ای سنگدل ای بی وفا
دیگر نمی خواهم تو را

دیدم که در وزیدن دستانش
جسمیت وجودم
تحلیل می رود
دیدم که قلب او
با آن طنین ساحر سرگردان
پیچیده در تمامی قلب من
روی گیتارم یه لایه گرد و خاک نشسته
آخه خیلی وقته ساز نزدم
فکر کنم یکی باید منو کوک کنه
کسی که تارهای احساسمو بشناسه
ولی کجاست این غریبه ی آشنا
که شاهزاده ی رویاهایم لقب گرفته
همون که قراره یه روز بیاد و ...
خیلی رفتم تو حس؟
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم سیراب شد
سوال کودکانه
می دونید چرا نوزاد آدم همیشه دستاش مشته؟
اگه می دونید به منم بگید لطفا...![]()
آزاد باش
می خوای ولش کنی برای همیشه؟
می خوای تو اول و آخر بی وفایی ها بشی؟
فقط چشماتو ببند و تمام خاطراتتونو فراموش کن
تمام لبخند ها و حرف های در گوشی
تمام قدم ها توی کوچه های خلوت
بخند به این عشق رمانتیک
شمع های سوزان و پروانه های سوخته
ای کاش جامعه مارو محدود نمی کرد
تا با این ممنوعیت خودمونو گول نزنیم
کاشکی دختر ،پسر با هم غریبه نبودن
چرا با هر آشنایی عشق بوجود می آد
چرا دوست داشتن زیر پای عشق له میشه

زیبا ترین میل بشری در دوست داشتن توصیف شده
حقیقی ترین میل بشر در روابط جنسی توصیف شده
و عشق...خیالی است مجازی
و تلفیقی از جنسیت و تنهایی و ممنوعیتها
عشق ساخته ی دست ماست
و تجربه ای دوست داشتنی
تجربه ای مثل سایر تجربه ها در زندگی افراد
اما نه هدفی برای آمال و آرزو ها که
در راستای ازدواج یا چیز دیگری بخواهد به ثمر بنشیند
یا مرزی برایش تفسیر گردد
baby girl
تا حالا اینجوری خوابیدی؟
مثل فرشته ها...؟

خیلی نازه... مگه نه؟؟

می خواد دنیارو لمس کنه

این بچه رو باید خورد...

بچه ی پستی...

کی اینو می خواد؟
من..........
![]()
ای جااااان
فمينيسم در افغانستان
يه گزارشگر كه در زمان طالبان اوضاع زنان در افغانستان رو ديده بود ، بعد از رفتن طالبان از اون كشور ديدن كرد و از تغييرات اجتماعي كه ميديد شگفت زده شد. او قبلاً ديده بود كه مردان جلوتر راه ميرفتند و زنان چند متر پشت سر اونها راه ميرفتند، در حالي كه ميديد پس از جنگ زنان چند متر جلوتر از مردان راه ميرفتند. از يك نفر دليل اين تغيير رو پرسيد. او گفت: علت اين است كه در مدت جنگ تمام كشور رو طالبان مينگذاري كردند.
باز دلم گرفته
دوباره به شعرای فروغ پناه آوردم
احساس می کنم با خوندن شعراش آروم میشم
آرامشی که شاید خیلی از دخترا یا پسرا بهش می رسن
امروز رفتم باشگاه و فقط نشستم و به اسبا خیره شدم
تو راه برگشت چند تا bf , gf دیدم که کنار هم راه قدم می زدن و می خندیدن
کدومشون ضربه می خوره؟
کدومشون گول می خوره؟
کدومشون بی وفا می شه؟
آخه این دوستیا به کجا می رسه؟
اصلا برای چیه؟
وقتی تو فرهنگ جامعه ی ما و عرف خانواده هامون خلافه
و اگه پلیس ببینه مثل اینکه دزد گرفته بر خورد می کنه
به ریسکش می ارزه؟
این وسط کی بیشتر آسیب می بینه؟
دختره یا پسره؟؟
من هیچ وقت آزادی خودمو نمی فروشم تا یه دوست دارم دروغین بشنوم
وداع
باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
بخدا می برم از شهر شما
دل شوریده ی ویرانه ی خویش
میبرم تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
ز تو، ای جلوه ی امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد، می رقصد اشک
آه، بگذار که بگریزم من
از تو، ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم، خنده به لب، خونین دل
میروم، از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
باز کن از سر گیسویم بند
پند بس کن که نمی گیرم پند
در امید عبثی دل بستن
تو بگو تا به کی آخر، تا چند

