دخترونه
my happiness
به سمتش رفتم تا رهايم كند
تا رها شده اش باشم
با آنكه در قلبم
از تب انتظارش
خون فشرده مي شود
اين ظلمش را
بيشتر از اشك هاي بي قرارش
دوست دارم
او ايستاده بود و من بر زانوانم
Through his power
شادماني من ...
!! نوشته شده توسط نازی
| 0:30 | پنجشنبه 21 آذر1387
•

